عقل سالم در بدن سالم است !
به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روانپزشک پرسیدم
شما چطور میفهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز
دارد یا نه؟
روانپزشک گفت:
ما وان حمام را پر از آب میکنیم
و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى
بیمارمیگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند .
من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگتراست.
روانپزشک گفت: نه! آدم عادى در پوش زیرآب وان را بر میدارد
شما چطور میفهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز
دارد یا نه؟
روانپزشک گفت:
ما وان حمام را پر از آب میکنیم
و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى
بیمارمیگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند .
من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگتراست.
روانپزشک گفت: نه! آدم عادى در پوش زیرآب وان را بر میدارد
حالا... شما میخواهید تختتان کنار پنجره باشد ؟! ؟!؟... یا جای دیگری دوست دارید ؟؟؟
![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 2:39 توسط مرتضی شهاب
|
به امید آنکه دوری باعث نشود که از خاطر هم برویم و یادمان بشه که چهار سال از بهترین سال های عمرمون رو کنار هم گذرونیم. امیدورام بتونم با این وبلاگ خاطرات چهار سال تحصیل در دانشگاه سمنان رو برای خودم و سایر همکلاسی های عزیزم زنده نگه دارم . امیدوارم که شما دوستان گرامی هم به در این راه به من یاری برسانید.