زغال و الماس
* جنس زغال و الماس هر دو از کربن است. این، به رفتار اتمهای کربن بستگی دارد که به زغال تبدیل شوند یا الماس شوند. زمانی که می توان الماس بود، چرا زغال باشیم؟
* هر چه اتمها بزرگتر می شوند (شعاع اتمی که بیشتر می شود)، از دارایيهای خود (یعنی الکترونها) راحتتر می گذرند. برخلاف انسانها که هر چه مسنتر می شوند به آن چه دارند، وابستگی بیشتر پیدا می کنند و بخشش کمتری از خود نشان می دهند.
* همیشه نباید برای رسیدن به کمال، چیزی را به دست آورد. گاه گذشتن از چیزهایی که داریم، راه کمال را پیش روی ما می گشاید. درست مانند سدیم که تا از آخرین الکترون لایهی ظرفیتش نگذرد به آرایش الکترونی کامل دست نمی یابد.
* اکسیژن رفیق نابابی است. همنشینی با او سرانجامی جز خاکستر و دود شدن در هوا ندارد.
*گرمای تشکیل ترکیبها منفی است. یعنی عنصرها «با هم بودن» را بیشتر دوست دارند. پس چرا برخی از ما بر طبل جدایی می کوبیم؟
* اگر به واکنشی که در حال تعادل است، تغییری تحمیل شود، واکنش با این تغییر مبارزه می کند تا اثر آن را تا جای ممکن تعدیل کند.(اصل لوشاتلیه) افسوس که برخی از ما خیلی زود تسلیم محیط اطراف خود می شویم.
* می دانید چرا پیوند F–F با این که از Cl-Cl کوتاهتر است، سستتر است؟ اتمهای فلوئور در دوستی با یکدیگر حدی را رعایت نمی کنند. خودمانی شدن زیاد هم می تواند مشکل ساز باشد.
منبع: گروه شیمی یزد
به امید آنکه دوری باعث نشود که از خاطر هم برویم و یادمان بشه که چهار سال از بهترین سال های عمرمون رو کنار هم گذرونیم. امیدورام بتونم با این وبلاگ خاطرات چهار سال تحصیل در دانشگاه سمنان رو برای خودم و سایر همکلاسی های عزیزم زنده نگه دارم . امیدوارم که شما دوستان گرامی هم به در این راه به من یاری برسانید.